اشتراک گذاری:

جهان VUCA به پایان رسیده، BANI آغاز شده است

در گذشته، چارچوب VUCA (بی‌ثبات، نامطمئن، پیچیده، مبهم) ابزار مفیدی برای درک جهان پس از جنگ سرد بود—جایی که بی‌ثباتی الگویی داشت و پیچیدگی قابل مهار بود. اما دنیای امروز دیگر تنها VUCA نیست؛ ما اکنون در شرایطی پیچیده‌تر و چالش‌برانگیزتر به سر می‌بریم که «BANI» بهترین توصیف آن است: شکننده (Brittle)، مضطرب (Anxious)، غیرخطی (Nonlinear)، و غیرقابل‌درک (Incomprehensible).

این چارچوب توسط جیمیس کاسیو1 ابداع شد و اکنون توسط نویسندگانی مانند کوین کروسه2 و رامش رانجان3 توسعه یافته است تا نشان دهد سیستم‌هایی که روزی قابل‌اطمینان بودند، اکنون در معرض فروپاشی، اضطراب اجتماعی، رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی و محیط‌هایی هستند که با هوش انسانی به‌راحتی قابل درک نیستند.

VUCA یک سرواژه است که در اواخر دهه ۱۹۸۰ و پس از جنگ سرد توسط ارتش ایالات متحده معرفی شد تا ویژگی‌های محیط‌های جدید و پرچالش را توصیف کند. هر حرف در این مخفف نماینده یک بُعد از این شرایط است:

  • Volatile بی‌ثبات: اشاره به تغییرات سریع و غیرقابل پیش‌بینی در محیط یا بازار دارد.
  • Uncertain نامطمئن: نشان‌دهنده نبود پیش‌بینی‌پذیری و ابهام در مورد آینده است.
  • Complex پیچیده: بیانگر درهم‌تنیدگی عوامل و متغیرهای متعدد است که تصمیم‌گیری را دشوار می‌کند.
  • Ambiguous مبهم: اشاره دارد به موقعیت‌هایی که وضوح ندارند و می‌توانند چندین تفسیر مختلف داشته باشند.

این چارچوب در ابتدا برای تحلیل شرایط ژئوپلیتیکی و نظامی توسعه یافت، اما به‌سرعت وارد حوزه‌های مدیریت، رهبری و کسب‌وکار شد تا رهبران بتوانند با بی‌ثباتی‌ها، عدم‌قطعیت‌ها، پیچیدگی‌ها و ابهامات دنیای نوین بهتر مواجه شوند.

اجزای چارچوب BANI و پیامدهای آن

۱. شکنندگی (Brittle)

جهان امروز پر از سیستم‌های به ظاهر قوی اما در واقع شکننده است. از زنجیره‌های تأمین جهانی تا زیرساخت‌های فناوری، همه چیز ممکن است با یک ضربه کوچک از هم بپاشد. مثال‌هایی مانند زلزله در ژاپن که باعث توقف خطوط تولید جهانی شد، یا آپدیت ناقص نرم‌افزاری که میلیاردها دلار زیان ایجاد کرد، نمونه‌هایی از شکنندگی در عمل هستند.

۲. اضطراب (Anxious)

جهانی که پر از داده، اخبار فوری، و عدم اطمینان است، جامعه را درگیر اضطرابی مداوم کرده است. این اضطراب باعث اختلال در تصمیم‌گیری می‌شود. رهبران در این شرایط باید به‌جای پاسخ‌های قطعی، همدلی، شفافیت و جهت‌دهی روشن ارائه دهند.

۳. غیرخطی بودن (Nonlinear)

در BANI، رابطه علت و معلول دیگر خطی نیست. وقایع کوچک می‌توانند انفجارهای عظیم اجتماعی یا اقتصادی رقم بزنند—مانند اثر یک توییت بر بازارهای مالی یا یک فناوری نوین که تعادل صنایع را بر هم می‌زند. در این فضا، تصمیم‌گیری خطی دیگر کارساز نیست و تکرار سریع و اقدام منعطف حیاتی است.

۴. غیرقابل‌درک بودن (Incomprehensible)

با انفجار اطلاعات، پیشرفت سریع هوش مصنوعی و پیچیدگی‌های جهانی، درک همه‌جانبه شرایط تقریباً غیرممکن شده است. رهبران باید عمل‌گرایی در شرایط نادیده را تمرین کنند؛ جایی که اقدام مبتنی بر شهود و داده‌های ناقص جایگزین کنترل کامل می‌شود.

مقایسه BANI با VUCA و نتیجه‌گیری

تحولات شتابان دنیای امروز به‌وضوح نشان می‌دهد که چارچوب سنتی VUCA، با وجود کارآمدی در دهه‌های گذشته، دیگر پاسخگوی همه ابعاد پیچیده و پرچالش محیط کنونی نیست. اگرچه این چارچوب درک مناسبی از بی‌ثباتی، عدم قطعیت، پیچیدگی و ابهام فراهم می‌کرد، اما ظهور پدیده‌هایی مانند شکنندگی ساختارها، اضطراب فراگیر اجتماعی، روابط غیرخطی و حجم عظیم داده‌های غیرقابل‌درک، نیازمند مدلی نوین بود. در چنین بستری، چارچوب BANI به‌عنوان ابزار تحلیلی جدید معرفی شد تا نه‌تنها تصویری دقیق‌تر از شرایط امروز ارائه دهد، بلکه رهبران و تصمیم‌گیرندگان را وادار سازد که راهبردهای خود را از مدیریت صرف تغییر، به مدیریت آشوب، بحران و عدم قطعیت ارتقا دهند. پذیرش این چارچوب مستلزم تقویت ظرفیت‌های تاب‌آوری، سرعت در واکنش، و استفاده هوشمندانه از نوآوری و فناوری است.

با این حال، بررسی تطبیقی دو چارچوب نشان می‌دهد که ترکیب نقاط قوت VUCA و BANI می‌تواند مؤثرترین رویکرد برای هدایت سازمان‌ها و جوامع باشد. VUCA همچنان در ارائه یک دیدگاه کلان برای شناسایی روندهای جهانی و تحلیل ابعاد ساختاری محیط نقش حیاتی دارد، در حالی که BANI به‌طور ویژه ابزار لازم برای واکنش عملی در مواجهه با بحران‌های غیرقابل پیش‌بینی، مدیریت روابط غیرخطی و کاهش اضطراب ناشی از نامعلومی را در اختیار رهبران می‌گذارد. بنابراین، رهبران آینده‌نگر باید با بهره‌گیری همزمان از این دو چارچوب، نقشه راهی مبتنی بر چابکی، نوآفرینی و انعطاف‌پذیری ترسیم کنند تا بتوانند در برابر چالش‌های قرن بیست‌ویکم نه‌تنها دوام بیاورند، بلکه فرصت‌های جدیدی نیز خلق نمایند. چنین رویکردی زمینه‌ساز پیشرفت پایدار، امنیت سیستمی و افزایش اعتماد خواهد بود.


  1. Jamais Cascio
  2. Kevin Kruse
  3. 3.Ramesh Ranjan