چشم‌انداز راه‌اندازی کسب‌وکار
اشتراک گذاری:

چشم‌انداز راه‌اندازی کسب‌وکار

مقدمه:

در دنیای استارتاپ‌ها، راه‌اندازی و رشد یک کسب‌وکار همواره با چالش‌ها و فرصت‌های جدید همراه بوده است. اما در سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از تغییرات چشمگیری که از سال 2020 آغاز شد، قواعد بازی دگرگون شده‌اند. فناوری‌های نوین، کاهش اعتماد مصرف‌کنندگان به فناوری و تمرکز بیش‌ازحد روی هوش مصنوعی، تنها بخشی از عواملی هستند که مسیر سنتی موفقیت را پیچیده‌تر کرده‌اند.

در این نوشته، با نگاهی به «سبک نوین» در دنیای استارتاپ‌ها، به این پرسش پرداخته می‌شود که چگونه بنیان‌گذاران نوآور می‌توانند در این مسیر متفاوت قدم بردارند و کسب‌وکاری پایدار و موفق بسازند. همچنین با پیشنهاداتی کاربردی برای تطبیق با این شرایط، نشان داده می‌شود که نوآوری استراتژیک و خوداتکایی چگونه می‌تواند کلید رشد در این دوران باشد.

چشم‌انداز راه‌اندازی کسب‌وکار[1]

 نویسنده: جو پروکوپیو[2]

در طول ۲۵ سال گذشته، بیش از دوازده بار تجربه راه‌اندازی استارتاپ از ابتدا تا انتها را داشته‌ام. برخی از آن‌ها را با سرمایه شخصی خودم تأمین مالی کردم و در بقیه، با دیگران همکاری کرده و از سرمایه‌گذاری خطرپذیر استفاده کردم. در این مسیر، هم خروجی‌های چند میلیون دلاری چشمگیر داشته‌ام و هم شکست‌های شرم‌آوری را تجربه کرده‌ام. گاهی هم به سختی و بدون پیشرفت قابل توجهی به فعالیت یک استارتاپ ادامه دادم. در این مسیر به ده‌ها استارتاپ دیگر مشاوره داده‌ام که تعداد قابل توجهی از این استارتاپ‌ها نیز به موفقیت و خروج موفق دست یافته‌اند.

این‌ها اعتبار و تجربیات من هستند. در این مسیر، درباره چیزهایی که خودم یاد گرفته‌ام نوشته‌ام، نه آنچه خوانده‌ام، نه آنچه کسی به من گفته و نه آنچه مشاهده کرده‌ام، بلکه آنچه واقعاً در زمان راه‌اندازی، ساخت و رشد استارتاپ‌ها تجربه و آموخته‌ام.

موضوع این است که هنوز متنی درباره راه‌اندازی کسب‌وکار در سال 2024 ننوشته‌ام. دلیلش این است که اخیراً شیوه تأمین مالی، ساخت و رشد استارتاپ‌ها به‌شدت تغییر کرده است. سازوکارهای راه‌اندازی و رشد جدید متنوعی برای استارتاپ‌ها وجود دارند که باید مورد بررسی و درک قرار گیرند و فکر می‌کنم که برخی از آن‌ها را متوجه شده‌ام.

“عبرت گرفتن از گذشته با دید روشن” یا سال 2020

منظورم “عبرت گرفتن از گذشته با دید روشن” نیست؛ درباره سال 2020 صحبت می‌کنم.

اوایل سال 2023 مقاله‌ای درباره راه‌اندازی و رشد کسب‌وکار در همان سال نوشتم. در آن مقاله به سازوکارهای جدید اشاره کردم؛ تغییراتی بنیادین که جای تعجب ندارد، از زمان همه‌گیری کرونا در سال 2020 آغاز شد.

این همان نکته پیچیده درباره اثرات ماندگار تغییرات بزرگ در سازوکارهای کسب‌وکار است. این تغییرات مثل زلزله نیستند که زمین زیر پایت بلرزد و ناگهان همه‌چیز از قفسه‌ها بریزد. بلکه شبیه این است که یک روز صبح در نسخه‌ای دیگر از یک چندجهانی[3] بیدار شوی، جایی که تقریباً همه‌چیز مثل قبل است اما اشکالاتی در “ماتریکس”[4] وجود دارد.

کمی زمان می‌برد تا متوجه تغییرات شویم، به همین دلیل دیرتر به این موضوع پرداخته‌ام. اما این را می‌توانم با اطمینان بگویم که از سال 2020 تاکنون چه چیزهایی قطعاً تغییر کرده‌اند.

مصرف‌کنندگان دیگر شیفته فناوری نیستند

برای دهه‌ها، عموم مردم شیفته پیشرفت‌های فناوری بودند. رایانه‌های رومیزی به لپ‌تاپ تبدیل شدند، اتصال‌های سیمی به بی‌سیم تغییر کردند، شبکه‌های موبایل توسعه یافتند و ارتباطات تصویری شکل گرفتند.

سپس ما (یعنی کسانی که در سمت فناوری بودیم) زیاده‌خواه شدیم و مصرف‌کننده را بدیهی و تضمین‌شده فرض کردیم.

شما می‌توانید هر جایی را که دوست دارید به‌عنوان نقطه شروع این جدایی در نظر بگیرید، اما من از چیزی شروع می‌کنم که آن را اوج چرخه فناوری اینترنت می‌نامم؛ ظهور دستگاه‌های موبایل به‌عنوان دستیار همراه در جیبتان در اواخر دهه 2000. سپس اوضاع تغییر کرد و فناوری‌هایی چون رهگیری موبایل، ارز دیجیتال، وب 3 و در نهایت تبلیغات متقاعدکننده مت دیمون[5] و تام بردی[6] برای خرید میم‌کوین‌ها را به ارمغان آورد.

اما آسیب وارد شده همچنان پنهان ماند که همان از دست دادن اعتماد مصرف‌کنندگان به فناوری است. امروزه تلفن همراه شما دیگر وسیله‌ای برای آزادی نیست، بلکه بیشتر شبیه ترکیبی ناسالم از برادر بزرگ‌تر[7] و ماشین افسردگی[8] در جیبتان عمل می‌کند.

زیاده روی کرده‌ام؟ احتمالاً نه به اندازه کافی. از نسل Z بپرسید، البته اگر بتوانید آن‌ها را از تیک‌تاک جدا کنید!

و حالا، آخرین موج در این چرخه تکاملی، شکل جدیدی از هوش مصنوعی است که حتی نخبگان فناوری هم زحمت زیبا جلوه دادن آن را به خود نمی‌دهند. سوءتفاهم نشود؛ هوش مصنوعی همچنان یک فناوری شگفت‌انگیز است که دلال‌ها و سودجویان پیش از آنکه این فناوری از تصورات توهم‌گونه خود دست بردارد[9] از همه‌جای آن سر برآورده‌اند.

هرگز فکر نمی‌کردم چنین جمله‌ای بنویسم. اما این یک گذار مناسب ایجاد می‌کند.

تمرکز بیش‌ازحد جهان کسب‌وکار و سرمایه‌گذاری روی هوش مصنوعی

این نوع از هوش مصنوعی از اوایل دهه ۲۰۱۰ و شاید حتی قبل‌تر وجود داشته است. این را می‌دانم، چون آن زمان حضور داشتم و به ورود آن کمک کردم. اما مسئله این نیست.

مسئله این است که از سال ۲۰۲۰ چه اتفاقی در نیروی کار رخ داد؛ زمانی که استعدادهای شغلی به‌صورت جمعی به شرکت‌های بزرگ در آمریکا “نه” گفتند. به‌یک‌باره، قبول مشاغلی ظاهراً پیش‌پاافتاده با دستمزد پایین، در محیطی غیرمولد و در مکان‌هایی گران و افسرده‌کننده برای زندگی، کاملاً بی‌معنی به نظر رسیدند.

ناگهان پدیده‌هایی مانند “استعفاهای بزرگ”[10]، “کناره‌گیری‌های خاموش”[11] و “انقلاب‌های تمام‌عیار در محیط کار”[12] به وقوع پیوستند.

اما شرکت‌های بزرگ آمریکا به‌راحتی با چنین تغییراتی کنار نمی‌آیند. اینجاست که هوش مصنوعی وارد میدان می‌شود.

به هیچ وجه طرفدار شرکت‌های بزرگ آمریکا نیستم، اما با روش کار آن‌ها آشنا هستم و این روند به این شکل پیش رفت.

شرکت‌های بزرگ آمریکا گفتند: “اگر مردم نمی‌خواهند اینجا کار کنند، از فناوری‌های پشتیبان کار از راه دور استفاده می‌کنیم تا بهترین استعدادهایی را که می‌خواهیم نگه داریم و از هوش مصنوعی (یا بهانه‌ای به نام هوش مصنوعی) برای حذف استعدادهایی که نمی‌خواهیم برایشان هزینه کنیم، استفاده می‌کنیم.”

می‌دانم، کمی اغراق کردم. شرکت‌های بزرگ آمریکا یک موجودیت واحد با خودآگاهی نیستند. البته هوش مصنوعی هم همین‌طور. نتیجه این شد که همه آن رویکردها فروپاشید.[13]

هر کسی که دستی در هوش مصنوعی داشت، از قبل می‌دانست که این فروپاشی در راه است، یا حداقل این را می‌دانست که فناوری کمتر از حد انتظار عمل می‌کند و نمی‌تواند به وعده‌های اغراق‌آمیزش عمل کند. با این حال، شرکت‌های بزرگ آمریکا بدون هیچ برنامه‌ریزی یا محافظی با شتاب وارد این میدان شدند.

بنابراین، مقدار بسیار زیادی از سرمایه خطرپذیر و پول شرکت‌های عمومی صرف برخی از کاربردهای نه‌چندان هوشمندانه از نوع فعلی هوش مصنوعی شده است؛ همان‌طور که مدام تأکید می‌کنم، این فناوری هنوز در مراحل ابتدایی خود است. البته این فناوری وعده‌هایی داده است، اما تا رسیدن به کاربردهای عملی و جلوگیری از زیر گرفتن مردم توسط ماشین‌های خودران، فاصله زیادی داریم.

سرمایه از محدودیت به وحشت رسید

نمی‌توانم بگویم چندین مثال دیده‌ام از استارتاپ‌ها و محصولات بسیار امیدوارکننده‌ای که نابود شدند، چون سرمایه‌گذاران از درخواست‌های منطقی برای سوددهی در سال 2021 به اقدامات شتاب‌زده و وحشت‌زده در سال 2023 برای کاهش هزینه‌ها، بدون توجه به عواقب آن، روی آوردند.

تیم‌ها به شدت کاهش یافتند، بخش‌هایی کامل از بین رفتند و تحقیق و توسعه به کندی پیش رفت.

این شرایط باید برای استارتاپ‌ها یک فرصت بزرگ محسوب می‌شد. در حالی که شرکت‌های بزرگ و قدیمی مرتکب اشتباهات مکرر در کاهش هزینه‌های غیرضروری می‌شدند، شرکت‌های نوآور و جوان باید از این ضعف استفاده کرده و سهم بازار را تصاحب می‌کردند.

اما هیچ سوختی برای شعله‌ور کردن این آتش وجود ندارد. این سه پدیده؛ بی‌علاقگی به فناوری، اتکای بیش از حد به هوش مصنوعی به‌عنوان یک نقطه فروش و کاهش هزینه‌ها به هر قیمتی به این معناست که دیگر پولی برای نوآوری وجود ندارد. در دنیای استارتاپ‌ها، اگر نوآوری نکنید، نمی‌توانید رشد کنید و اگر رشد نکنید، دوام نخواهید آورد.

و حالا اینجاییم.

سبک نوین چگونه است؟

من نمی‌گویم روش‌های قدیمی تأمین مالی، ساخت و رشد استارتاپ به‌کلی از بین رفته‌اند. نمی‌گویم که ارائه یک پرزنتیشن و سر زدن به سرمایه‌گذاران خطرپذیر مجازی بی‌معنی است و همچنین نمی‌گویم که شاید یک کپی بی‌ارزش از هوش مصنوعی پنج دقیقه بعد از خواندن این مطلب، هشت رقم بودجه جذب نمی‌کند.

من فقط می‌گویم اگر بنیان‌گذاران واقعاً نوآور می‌خواهند کارهای واقعاً نوآورانه انجام دهند، بهتر است که:

  • خودبنیان‌گذاری، خودتأمین مالی و خوداتکایی
  • سودآور از همان آغاز کار
  • حل مشکلات به‌جای فروش فناوری با عبارات پر زرق و برق
  • ساختن با رشد تدریجی به‌جای دنبال کردن رشد انفجاری
  • نوآوری استراتژیک در کنار نوآوری‌های فنی موجود

خودتان می‌توانید تصمیم بگیرید که هر یک از این توصیه‌ها چه معنایی برای شما دارد. راه‌اندازی و رشد یک کسب‌وکار هم همین‌طور است.


[1]– https://www.inc.com/joe-procopio/the-future-of-starting-a-business-looks-drastically-different-in-2024.html

[2]– Joe Procopio : یک کارآفرین، نویسنده و سخنران آمریکایی است که در زمینه استارتاپ‌ها و نوآوری فعالیت می‌کند. او بنیان‌گذار و مدیرعامل شرکت
“Teaching Startup” است که به آموزش و راهنمایی کارآفرینان می‌پردازد.

[3] -Multiverse

[4]– The Matrix : یک فیلم علمی-تخیلی است که در آن دنیایی شبیه‌سازی‌شده به نام “ماتریکس” واقعیت اصلی را از انسان‌ها پنهان می‌کند

[5] – Matt Damon

[6] – Tom Brady

[7] Big Brother-: این اصطلاح به شخصیت معروف در رمان 1984 جورج اورول اشاره دارد. برادر بزرگ‌تر نمادی از نظارت دائمی، کنترل و دخالت در زندگی افراد است

[8] Depression Machine-: این عبارت استعاری به جنبه‌های منفی استفاده از موبایل، مانند اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی، مقایسه‌های ناسالم، دریافت اطلاعات منفی یا اخبار ناامیدکننده، و تأثیرات روانی آن اشاره دارد.

[9] – اشاره به مشکلی است که در برخی از مدل‌های هوش مصنوعی، به‌ویژه مدل‌های زبانی مانند ChatGPT دیده می‌شود. این مشکل در اصطلاح فنی به نام “توهم” (hallucination) شناخته می‌شود و به زمانی اطلاق می‌شود که هوش مصنوعی اطلاعات نادرست، غیرواقعی یا کاملاً ساختگی ارائه می‌دهد.

[10] – Great Resignations

[11] – Quiet Quittings

[12] – Full-on Workplace Revolutions

[13] – به شکست یا ناکارآمدی رویکردهایی اشاره دارد که شرکت‌های بزرگ برای مواجهه با تغییرات در نیروی کار و بهره‌گیری از هوش مصنوعی اتخاذ کردند.